قدرت بیان: چند راه هنرمندانه برای شروع سخنرانی

قدرت بیان: چند راه هنرمندانه برای شروع سخنرانی
به این مقاله امتیاز دهید

چند راه هنرمندانه برای شروع سخنرانی

قدرت بیان: چند راه هنرمندانه برای شروع سخنرانی

بیل گاو ، یکی از بهترین سخنرانان در آمریکا پس از این که معرفی می شود، طوری روی سن می رود که گویی همین الآن صحبت هایش با فردی تمام شده و آماده است تا سخنرانی اش را برای گروه ارائه دهد. مخاطبان احساس می کنند تمام صحبت های او یک مکالمه پیاپی است. بیل معمولا به گوشه ای از سن می رود، صدایش را به نحو مرموزی پایین می آورد، دست هایش را از هم باز می کند و به مخاطبانش اشاره می کند کمی نزدیک شوند. مثلا می گوید: «بیا اینجا، می خواهم چیزی بگویم.» و سپس به آنها اشاره می کند جلوتر بیایند، گویی می خواهد رازی را به تمام شنوندگان بگوید. نکته جالب این است که همه افراد حاضر در جلسه خم می شوند تا «رازی» را که او قرار است بگوید بشنوند. سپس ناگهان همه متوجه کاری که انجام داده اند می شوند و می خندند. او این کار جالب را انجام می دهد تا مخاطبان را مطیع خود کند.

  • سؤالی بپرسید، یک نظرسنجی برگزار کنید

می توانید سخنرانی تان را با یک جمله مثبت شروع کنید و سپس سؤالی بپرسید که مستلزم این باشد که مخاطبان دست هایشان را بلند کنند. مثلا می توانید چنین جمله ای بگویید: «در حال حاضر، شرایط برای زندگی و تجارت در آمریکا بسیار مناسب است. راستی اینجا چند نفر شغل آزاد دارند؟» دستتان را بلند کنید تا نشان دهید از آنها توقع دارید همین کار را انجام دهند. من از این روش استفاده کرده ام و بعد از این که چند نفر دستشان را بالا می برند، به یک نفر در ردیف جلو که دستش را بلند کرد می گویم: «اینجا چند نفر واقعا شغل آزاد دارند؟» بی شک می گوید: «همه!» سپس تشکر و جواب را تأیید می کنم: «حق با شماست! همه ما از زمانی که اولین شغلمان را انتخاب می کنیم تا روزی که بازنشسته می شویم، شغل آزاد داریم؛ مهم نیست چه کسی چک حقوقمان را امضا می کند، همه ما برای خودمان کار می کنیم.»

  • کاری کنید که آنها با همدیگر صحبت کنند

می توانید از مخاطبان بخواهید به طرف فردی که کنارشان است برگردند تا درباره نکته خاصی با هم گفت وگو کنند. به عنوان مثال، می توانید بگویید، «به بغل دستی تان بگویید دوست دارید از این سمینار چه چیزی یاد بگیرید.» هر کاری که از مخاطبان بخواهید . البته هر کار منطقی به آنها انجام خواهند داد. اگر با اعتماد به نفس از آنها بخواهید کاری انجام بدهند دستورات و رهبری شما به راحتی آنها را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

  • با مطرح کردن یک مشکل شروع کنید

می توانید سخنرانی را با مطرح کردن مشکلی شروع کنید که باید حل شود. اگر همه به صورت مشترک چنین مشکلی داشته باشند، بلافاصله تمام توجه مخاطبان را جلب خواهید کرد. به عنوان مثال، می توانید بگویید: دست کم ۶۳ درصد از افرادی که به دوران افزایش جمعیت تعلق دارند، بدون این که پول کافی داشته باشند که تا آخر عمر آنها را تأمین کند در حال بازنشسته شدن هستند. باید به این مشکل توجه داشته باشیم و بلافاصله اقدام کنیم تا مطمئن شویم تمام افرادی که بازنشسته می شوند، می توانند بقیه عمرشان را در آرامش زندگی کنند.

  • یک جمله بگویید، یک سؤال بپرسید

می توانید در شروع سخنرانی یک جمله قانع کننده بگویید و سپس یک سؤال بپرسید. پس از این که جواب سؤالتان را گرفتید سؤال دیگری بپرسید. این کار بلافاصله مخاطبان را در روند سخنرانی دخیل می کند و باعث می شود آنها به تمام صحبت های شما گوش کنند. به عنوان مثال: ۲۰ درصد از مردم ما، ۸۰ درصد از درآمد جامعه را دارند. آیا شما جز این ۲۰ درصد برتر هستید؟ اگر نیستید آیا دوست دارید به ۲۰ درصد یا حتی ۱۰ درصد برتر ملحق شوید؟ خوب، تا چند دقیقه دیگر می خواهم ایده هایی در اختیارتان بگذارم تا به کمک آن ها جز پر درآمد ترین افراد جامعه شوید. آیا این، هدف خوبی برای گردهمایی امروز است؟

این یک پدیده جالب روان شناسی است که مردم از دوران کودکی شرطی می شوند که وقتی از آنها سؤالی پرسیده می شود به آن پاسخ دهند. هر وقت سؤالی می پرسید، افراد به صورت غریزی و غیر ارادی جواب سؤالتان را می دهند؛ حتی ممکن است این کار را به آرامی انجام دهند. وقتی می پرسید: «اینجا چند نفر می خواهند طی یکی دو سال آینده درآمدشان دو برابر شود؟» تقریبا تمام مخاطبان به صورت غریزی و غیر ارادی دستشان را بلند می کنند، یا با صدای بلند موافقتشان را اعلام می کنند. هر وقت سؤالی می پرسید و سپس چند ثانیه مکث می کنید تا مخاطبان سؤال را تجزیه و تحلیل کنند، تسلط کامل بر آن ها به دست می آورید. حقیقت این است: فردی که سؤال می پرسد، مکالمه و حتی افرادی را که به سؤال جواب می دهند کنترل می کند.

حتی اگر مخاطبان با صدای بلند جواب ندهند، نمی توانند جلوی خودشان را بگیرند و جواب سؤال را ندهند. من معمولا برای اثبات این نکته، سؤالات مرسوم می پرسم مانند: «اتومبیل شما چه رنگی است؟» تمام مخاطبان به صورت غیر ارادی به پاسخ فکر می کنند. وقتی می پرسم: «آدرس شما چیست؟» آنها به صورت غریزی و غیرارادی به آدرسشان فکر می کنند. وقتی از مردم سؤال می پرسید آن ها نمی توانند جواب ندهند.

  • پل بسازید

یکی از مهم ترین ارکان شروع سخنرانی، ایجاد یک پل بین خودتان و مخاطبان است. با اشاره به یکی از نکات مشترک خودتان و مخاطبان شروع کنید. مثلا می توانید به این نکته اشاره کنید که امروز در صنعت آن ها کار می کنید، یا در گذشته چنین کاری را می کردید. می توانید بگویید که شما هم مثل آن ها فرزند دارید. می توانید بگویید با شهر آن ها آشنا یا طرفدار تیم ملی فوتبال یا بسکتبال هستید. یا حتی می توانید دغدغه یا مشکلی مشابه دغدغه ها و مشکلاتی که مخاطبان در محل کار یا زندگی شان با آن ها روبه رو هستند داشته باشید.

وقتی چند دقیقه صرف ساختن پل مشترک بین خودتان و مخاطبان می کنید، بلافاصله آن ها را طرفدار خود می کنید. آن ها شما را «یکی از خودشان می دانند، در مقابل صحبت ها و نظرات شما پذیراتر می شوند، اشتباه شما را راحت تر می بخشند و احساس می کنند شما به دلیل پیش زمینه مشترکتان با آن ها، دارای معلومات بیشتر و خوش برخوردتر هستید.»

منبع: (قدرت بیان، حرف بزن تا برنده شوی، اثر برایان تریسی)

ادامه ی مقالات قدرت بیان را دنبال کنید…

برچسب ها:

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
با خبرم کن