دینامیت موفقیت: تفکر خلاق با «جلسه نظرات» 

دینامیت موفقیت: تفکر خلاق با «جلسه نظرات» 
مجموع 5 از 2 رای

دینامیت موفقیت

دینامیت موفقیت : تفکر خلاق با «جلسه نظرات» 

زندگی شخصی دکتر گیتس ثابت کرد نظریه هایش در مورد ساختار بدن و مغز موجب کارایی بهتر و بیشتر آنها می شود و تفکری کارآمد را در پی دارد. ناپلئون هیل با گرفتن معرفی نامه از اندرو کارنگی برای دیدن دکتر گیتس به آزمایشگاهش رفته بود. وقتی به آنجا رسید، منشی به او گفت: «متأسفم، اما اجازه ندارم در این لحظه مزاحم دکتر گیتس شوم.»

ناپلئون هیل پرسید: «فکر می کنید چقدر طول بکشد تا بتوانم ایشان را ببینم؟» منشی پاسخ داد: «نمی دانم. ممکن است حتی سه ساعت طول بکشد.» «ممکن است بگویید چرا نمی توانید نزد ایشان بروید؟» منشی اندکی مکث کرد و سپس پاسخ داد: «او جلسه نظرات برگزار کرده است.»

ناپلئون هیل لبخندی زد و پرسید: «منظورتان از جلسه نظرات چیست؟» خانم منشی هم با لبخندی پاسخ داد: «شاید بهتر باشد خود دکتر گیتس پاسخ دهند. واقعا نمی دانم چقدر این جلسه طول بکشد. اما می توانید صبر کنید. اگر هم می خواهید بعدا تشریف بیاورید، بگویید تا قرار ملاقات دیگری برایتان تنظیم کنم.»

آقای هیل تصمیم گرفت صبر کند و این تصمیم مهمی بود، چون آنچه آموخت، ارزش صبر کردن را داشت. ناپلئون هیل، آنچه را رخ داده بود، این گونه توضیح داد: وقتی دکتر گیتس به اتاق وارد شد و خانم منشی، ما را به هم معرفی کرد، به شوخی آنچه را که منشی گفته بود، برایش بازگو کردم. پس از خواندن معرفی نامه من، دکتر گیتس گفت: «آیا دوست دارید ببینید که کجا این جلسه را برگزار می کنم و چطور آن را اداره می کنم؟»

بعد مرا به اتاقی کوچک با عایق های صوتی برد. تنها مبلمان اتاق، یک میز و صندلی ساده بود. روی میز، چند برگه کاغذ، مدادهای مختلف و یک چراغ مطالعه وجود داشت. در طول مصاحبه، دکتر گیتس توضیح داد که هرگاه قادر به حل مشکلی نباشد، به این اتاق می آید، در را می بندد، چراغ را خاموش می کند و به تمرکز عمیق مشغول می شود.

او از دستورالعمل های موفقیت استفاده می کرد و از سطح نیمه هوشیار ذهنش درخواست می کرد که پاسخ مشکل را به او بدهد. در برخی شرایط، فکری به ذهنش خطور نمی کرد، اما در موقعیت های دیگر، خیلی سریع به ذهن او خطور می کرد و گاهی هم دو ساعت طول می کشید تا نظرات، شکل واقعی به خود بگیرند. درست همان لحظه که نظرات شروع به شکل گیری می کردند، او چراغ را روشن و شروع به نوشتن آنها می کرد.

دکتر گیتس، بیش از دویست اختراع را که دیگران در انجام آن موفق نشده بودند، تکمیل کرد، چون قادر بود ترکیب دیگری را به آنها بیفزاید – همان «چیز بیشتر». روش او، آزمایش راه های مختلف برای رسیدن به اختراع و طراحی آن بود تا زمانی که متوجه نقطه ضعف و کمبودهایش می شد. او نسخه ای از طرح ها را به اتاق می برد و طی برگزاری جلسه نظرات، آن قدر تمرکز می کرد تا راه حل آن را بیابد.

وقتی ناپلئون هیل از دکتر گیتس خواست نتایج به دست آمده از جلسات نظرات را نام ببرد، او به این موارد اشاره کرد:

۱- دانش ذخیره شده در سطح نیمه هوشیار ذهن که از طریق تجارب فردی، مشاهدات و تحصیلات به دست می آید.

۲- کسب دانش از دیگران که به همین طریق و یا شاید از طریق تله پاتی به دست آمده است.

٣- ذخیره طبیعی بزرگی که شامل نبوغ، دانسته ها و حقایق می شود و می توان با استفاده از سطح نیمه هوشیار ذهن به آنها رسید.

وقتی چنین جلسه ای را برگزار می کنم، ممکن است از یک یا هر سه این منابع بهره ببرم. اگر موارد دیگری هم وجود داشته باشد، نمی دانم چه هستند. دکتر گیتس، زمانی را به تمرکز اختصاص می داد تا بتواند آن «چیز بیشتر» را به دست آورد. او دقیقا می دانست که چه می خواهد و آن را با اقدامات مثبت دیگر دنبال می کرد.

منبع: (دینامیت موفقیت، ناپلئون هیل/کلمنت استون)

ادامه ی مقالات دینامیت موفقیت را دنبال کنید…


دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
با خبرم کن