دینامیت موفقیت : طلسم نامرئی

دینامیت موفقیت : طلسم نامرئی
مجموع 5 از 2 رای

دینامیت موفقیت

دینامیت موفقیت : طلسم نامرئی

برای رسیدن به موفقیت،باید به دنبال یک شخصیت مهم باشید که آن شخصیت مهم را در مطالب این مبحث یعنی “دینامیت موفقیت” خواهید یافت؛ ناگهانی، غیرمنتظره و همراه با شوکی که زندگی تان را تغییر خواهد داد. وقتی او را پیدا کردید، اسرارش را کشف خواهید کرد. پی می برید که او طلسمی نامرئی را با خود حمل می کند که در یک طرف آن، حروف اختصاری PMA (نگرش ذهنی مثبت) و در طرف دیگرش، NMA (نگرش ذهنی منفی) حک شده است.

این طلسم نامرئی، دو قدرت فوق العاده دارد: یکی برای جذب ثروت، موفقیت، شادی و سلامتی و دیگری برای نابود کردن همه اینها. نخستین قدرت آن، PMA است که باعث می شود عده ای ارتقا پیدا کنند. در مقابل، قدرت دوم قرار دارد که دیگران را پایین می آورد و در رده آخر نگاه می دارد. شاید داستان ” اس. بی. فولد “ این امر را بیشتر توضیح دهد. «ما فقیریم؛ اما نه به خواست خدا».

«اس. بی. فولد» یکی از هفت بچه کشاورزی سیاهپوست و مستأجر در لوئیزیانا بود که از پنج سالگی شروع به کار کرد. تا اینجا هیچ نکته غیرعادی وجود ندارد. بچه های اکثر کشاورزان مستأجر و فصلی، خیلی زود شروع به کار می کردند. آنها فقر را به عنوان بخش لاینفک زندگی خود پذیرفته بودند و چیز زیادی نمی خواستند.

اما فولد جوان از یک نظر با هم سن و سالانش متفاوت بود: او مادری فوق العاده داشت که این زندگی فقیرانه را برای بچه هایش نپذیرفته بود. هرچند خود او هم در زندگی اش چیزی جز این ندیده بود و می دانست همرنگ شدن با دنیای فراوانی و ثروت، سخت است.

او با پسرش در مورد رویاهایش این گونه حرف می زد: «اس. بی» ما نباید فقیر باشیم. هرگز نشنوم که بگویی خدا خواسته ما فقیر باشیم. ما فقیریم؛ اما نه به خواست خدا. ما فقیریم، چون پدرت هرگز آرزو و انگیزه ثروتمند شدن را نداشته است. در خانواده ما هم هرگز کسی نخواسته است شخص دیگری باشد. هیچ کس آرزوی ثروتمند شدن را نداشت.

این عقیده زندگی فولد را تغییر داد. بنابراین، انگیزه ای قوی برای ثروتمند شدن را در درونش حس کرد. فکر کرد سریع ترین راه برای ثروتمند شدن، فروش یک کالا است و صابون را انتخاب کرد.

۱۲ سال تمام، خانه به خانه صابون می فروخت. یک روز خبری شنید: فروش شرکتی که از آن صابون می خرید به قیمت ۱۵۰۰۰۰ دلار. او طی ۱۲ سال توانسته بود ۲۵۰۰۰ دلار جمع کند. او با صاحب شرکت توافق کرد ۲۵۰۰۰ دلارش را به عنوان ودیعه پرداخت کند و ۱۲۵۰۰۰ دلار باقیمانده را ۱۰ روزه جور کند. در این قرارداد قید شده بود که در صورت عدم پرداخت بقیه مبلغ، ودیعه اش را هم از دست خواهد داد. اس.بی. فولد در طول ۱۲ سال صابون فروشی، راه کسب عزت و احترام خیلی از افراد ثروتمند و پرمشغله را فهمیده بود. به سراغ آنها رفت. از دوستان صمیمی اش پول قرض کرد و از شرکت های سرمایه گذاری هم وام گرفت. تا عصر روز دهم، ۱۱۵۰۰۰ دلار جمع کرده بود و تنها به ۱۰۰۰۰ دلار دیگر احتیاج داشت.

او می گوید: «به تمام منابع اعتباری که می شناختم، سر زدم. دیر وقت بود. در تاریکی اتاقم زانو زده و مشغول عبادت بودم. از خدا خواستم مرا به سمت فردی هدایت کند که همان لحظه بتواند ۱۰۰۰۰ دلار به من بدهد. ناگهان ندایی در درونم گفت به شش خیابان پایین تر بروم. ناگاه نوری را دیدم. از خدا خواستم نور را نشانه پاسخش قرار دهد.

ساعت ۱۱ شب بود که اس. بی. فولد با ماشین به سمت خیابان ششم شیکاگو حرکت کرد. سرانجام، بعد از پشت سر گذاشتن چندین ساختمان، نور یک دفتر پیمانکاری را دید. داخل رفت. پشت میز، مرد خسته ای نشسته بود. فولد او را شناخت. فولد بدون مقدمه پرسید: «می خواهی ۱۰۰۰ دلار سود به دست آوری؟»

پیمانکار با ناباوری پاسخ داد: «بله، مسلما.» فولد گفت: «پس یک چک ۱۰۰۰۰ دلاری بنویس و وقتی پول را پس دادم، ۱۰۰۰ دلار هم به عنوان سود برایت می آورم.» فولد، اسامی همه وام دهندگان را در اختیار مرد گذاشت و به طور مختصر برایش توضیح داد که موضوع چیست.

اجازه دهید به اسرار موفقیت او بپردازیم. فولد قبل از ترک آنجا، یک چک ۱۰۰۰۰ دلاری در جیب داشت. او نه تنها در آن شرکت صابون سازی، بلکه در ۷ شرکت دیگر، از جمله ۴ شرکت زیبایی، یک شرکت جوراب بافی، یک شرکت برچسب سازی و یک روزنامه سرمایه گذاری کرده است. وقتی از او خواستیم که اسرار موفقیتش را فاش کند، به همان جملات چندین سال قبل مادرش اشاره کرد.

اس. بی. فولد، طلسمی نامرئی داشت که یک طرفش PMA و طرف دیگرش NMA حک شده بود. او طرف PMA(نگرش ذهنی مثبت) را بالا قرار داد و توانست عقایدی را به واقعیت تبدیل کند که بیشتر جنبه رویا و خیال داشتند. نکته مهمی که از این داستان می توان فهمید، این است که اس.بی. فولد، زندگی را با امکاناتی بسیار کمتر از آنچه ما داریم، شروع کرد. اما هدفی بزرگ تر را برگزید و برای رسیدن به آن تلاش و حرکت کرد.

مسلما انتخاب هدف، امری شخصی است. همین حالا و در همین کشور، شما حق دارید بگویید: «این چیزی است که انتخاب کرده ام و دلم می خواهد آن را انجام دهم.» اگر هدف شما ضد قوانین الهی و اجتماع نباشد، می توانید به آن برسید. شما با تلاش به همه چیز خواهید رسید و هیچ چیز را از دست نمی دهید. موفقیت را فقط انسان های پرتلاش به دست می آورند، همان کسانی که از تلاش کردن نا امید نمی شوند و به خودتان بستگی دارد که برای چه چیزی تلاش می کنید.  

همه مانند اس.بی. فولد، حاضر به پرداخت هزینه های هنگفت برای ثروتمند شدن نیستند. معنای ثروت در زندگی، برای همه، یکسان نیست.

موفقیت، ترکیبی است از مهارت به روز زندگی کردن و زندگی پر از شادی و عشق که می توانید آن را به همراه سایر ثروت ها داشته باشید. حق انتخاب با شماست. اما موفقیت، هر معنایی که برای شما داشته باشد (مثل ثروت، درست مانند اس.بی. فولد؛ یا دستیابی به محلول های شیمیایی جدید؛ یا خلق قطعه ای موسیقی با پرورش گل رز و یا حتی پرستاری از یک کودک) اصلا اهمیتی ندارد، چون طلسم نامرئی به شما در رسیدن بهآن کمک می کند.

شما چیزهای خوب و جذاب را با نگرش ذهنی مثبت به دست می آورید و با نگرش ذهنی منفی از دست می دهید.

منبع: (دینامیت موفقیت، ناپلئون هیل/کلمنت استون)

ادامه ی مقالات دینامیت موفقیت را دنبال کنید…


دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
با خبرم کن