چند مثال جالب از بازاریابی چریکی

چند مثال جالب از بازاریابی چریکی
مجموع 5 از 1 رای

چند مثال جالب از بازاریابی چریکی
چند مثال جالب از بازاریابی چریکی
  • مثال اول درباره تعهد در بازاریابی چریکی است.

دو قورباغه درون یک مخزن استوانه ای که پر از مایعی بود، افتادند و هر دو به ته مخزن رفتند . دیواره های مخزن عمودی و لغزنده بودند با این حال یکی از قورباغه ها مرد و دیگری نجات یافت. به نظر شما چرا چنین شد؟
قورباغه ها درون یک مخزن بزرگ خامه افتادند و یکی از آنها برای مدتی شنا کرد و سپس شنا کردن را رها کرد و غرق شد. قورباغه دیگر با سماجت به شنا کردن ادامه داد به طوری که حرکت او باعث تبدیل شدن خامه به یک تکه کره شد و قورباغه توانست بر روی آن تکه کره شناور بماند و نجات پیدا کند. میزان تعهد و استقامت شما می تواند معین کند که آیا کمپین بازاریابی شما غرق خواهد شد یا نجات پیدا می کند.

  • مثال دوم درباره حیرت زده کردن مشتریان است.

زنی به نام “حقیقت” به روستایی وارد شد و در خانه ای را کوبید، در باز شد ولی فورا به شدت بسته شد. او به خانه دیگری رفت و در آن خانه را کوبید دوباره در باز شد و به سرعت به روی او بسته شد. این روند بارها و بارها تکرار شد. سرانجام حقیقت به خانه داستان رفت و از او پرسید “چرا افراد یک نگاه به من می کنند و به شدت در را می بندند؟”

داستان پاسخ داد “بیشتر افراد نمی توانند با حقیقت آشکار مواجه شوند، سعی کن خودت را دریک داستان مخفی کنی.” حقیقت همان کار را انجام داد و برای هر کسی که در را باز می کرد یک داستان نقل می کرد. بدون استثنا همه او را به داخل دعوت می کردند و حتی او را برای شام نگه می داشتند. هر چیز درباره بچه ها و دوره توجه آنها شنیده اید را فراموش کنید. به ما گفته شده است که بچه ها دوره توجه کوتاهی دارند اما اگر برای یک بچه داستانی تعریف کنید اولین چیزی که بچه ها بعد از تمام شدن داستان از شما درخواست می کنند این است که “دوباره بگو” بچه ها عاشق داستان ها هستند و بزرگترها هم همان بچه هایی هستند که رشد کرده اند.
مشتریان احتمالی خود را با داستان های واقعی خود حیرت زده کنید. به آنها حقایق آشکار را ارائه نکنید بلکه داستان های جذاب به آنها بگویید در این صورت آنها به بازاریابی شما توجه خواهند کرد.

  • مثال سوم درباره خلاقیت برای کسب رضایت مشتری است.

زنی که یک کمپ تابستانی خیلی موفق را در شمال شرقی آمریکا اداره می کند آگهی های کوچکی در پشت مجله ها منتشر می کند. او یک مشخصه خوب کمپ خود را این می داند که به والدین بچه ها در ازای تماس یا نامه یا ایمیل یک دی وی دی هدیه می دهد. آیا آن آگهی های کوچک باعث می شوند که کمپ او چنین موفقیتی را تجربه کند؟ جواب خیر است.

او در کمپ خود یک اتاقک دارد که هر زمستان برپا می شود. او یک یا دو مشاور در آن اتاقک می گمارد تا عکس های نفیس و یک مجموعه دی وی دی به رایگان در اختیار ثبت نام کنندگان کمپ تابستانی قرار دهند . آیا این شیوه باعث می شود تا والدین بچه ها برای فصل تابستان بعد در کمپ ثبت نام کنند؟ باید بگوییم که حتی کمی هم موثر نیست. والدین دی وی دی ها را تماشا می کنند و شرکت کنندگان خوشحال در کمپ ، مشاوران مجرب، چشم اندازهای جذاب و تجهیزات عالی را می بینند. آیا این باعث می شود که کمپ موفق باشد؟ نه تقریباً. تنها دلیل توزیع دی وی دی آن است که والدین بتوانند در منزل به رایگان با کمپ و شرایط آن آشنا شوند.

هشتاد و چهار درصد افرادی که از دی وی دی ها به منظور آشنایی استفاده کرده اند بچه های خود را برای تابستان بعد ثبت نام کرده اند و همچنین ممکن است برادر یا خواهر آن بچه هم ثبت نام شوند یا باعث شوند بچه های اقوام یا همکلاسی ها هم شرکت کنند و آنها نه تنها برای این تابستان بلکه برایی تابستان های بعدی هم ثبت نام کنند.
صاحب این کمپ با استفاده از خلاقیت چریکی بدون هزینه خیلی زیاد سود بالایی کسب می کند تنها به خاطر اینکه رضایت مشتری را به دست می آورد و سپس رضایت را گسترش می بخشد.

  • مثال چهارم درباره عضوهای وابسته در کسب و کارهاست.

آیا تا به حال از خود پرسیده اید که چرا غازهای مهاجر به طور نمایشی پرواز می کنند؟ هنگامی که هر پرنده بال هایش را تکان می دهد برای حرکت پرنده پشت سرش شرایط مطلوبی به وجود می آورد. با پرواز در حالت شکل V حرکت تمام دسته پرندگان حداقل ۷۱ درصد بیشتر از زمانی که هر پرنده به تنهایی پرواز می کند خواهد بود. هر وقت یک غاز از ترکیب غازها عقب می ماند، ناگهان احساس سنگینی و کشیده شدن می کند و سختی تنها پرواز کردن را تاب نمی آورد و به سرعت به ترکیب غازهای دیگر بر می گردد.

مثل غازها، کسب و کارهایی که یک مسیر مشترک و حس وحدت را سهیم هستند در مقایسه با آنهایی که به تنهایی این کار را انجام می دهند می توانند سریعتر و آسانتر به جایی که می خواهند برسند. ما دیگر در دوره کارآفرین های منزوی، مستقل و افتخار به آنها زندگی نمی کنیم.

هنگامی که یک غاز خسته می شود به عقب می چرخد و غاز دیگری در نوک دسته جایگزین آن می شود. اگر کسب و کارها به میزان غازها فهم داشته باشند تشخیص می دهند که موفقیت به کار گروهی شریک های بازاریابی هم جوشی، تعویض انجام دادن کارهای سخت ، تغییر دستورالعمل ها و سهیم شدن بودجه های بازاریابی بستگی دارد.

(منبع: بازاریابی چریکی، اثر جی کنارد لوینسون)

 مقالات “بازاریابی چریکی” را دنبال کنید…


دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
با خبرم کن