IPE logo
IPE logo
عبارت مورد نظر را وارد کنید...
شاید برای شما جالب باشد
bertonix content marketing dmark pwconf startupgrind video marketing استارتاپ گرایند استراتژی های اثر بخش تبلیغات استوری اینستاگرام اشتراک‌گذاری محتوا افزایش دنبال کننده در اینستاگرام افزایش ممبر اندروید ایده های جدید برای توسعه‌ ی کسب و کار در اینستاگرام ایده پردازان ایده پردازم ایمیل مارکتینگ اینستاگرام اینستاگرام مارکتنیگ اینستاگرام مارکتینگ بازار ارز بازار بورس بازار سکه بازاریابی بازاریابی ایمیلی بازاریابی دیجیتال بازاریابی سال ۲۰۲۰ بازاریابی محتوا بازاریابی ویدیویی برتونیکس برنامه ایده پردازان برند سازی برندسازی شخصی بهینه سازی محتوا بهینه سازی موتور جستجو تبلیغات تبلیغات کلیکی تواضع تولید محتوا تولید محتوای ویدیویی تکنیک فروش تکنیک های وبلاگ نویسی تیزر تبلیغاتی خلاقیت دیجیتال مارکتینگ دی مارک راه های بهبود نتایج جستجوی گوگل راهکارهای رشد کسب و کار راهکارهای مدیریتی رخت ایرانی رسانه های اجتماعی رشد غیرمنتظره فروش رهبران ارزش آفرین ریسک سرمایه گذاری سئو ساخت هویت تجاری سرمایه سوپر مارکت شبکه های اجتماعی شبکه‌های اجتماعی شیرینی طراحی لوگو فروش فروشگاه اینترنتی فریلنسر قدرت مذاکره مارکتینگ مارکتینگ پلن محتوا محصول مدیریت مدیریت منابع انسانی مدیریت کسب و کار مشاغل بازاریابی مشتری مداری مصاحبه موفقیت موفقیت در بازار کار میوه فروشی نیلپر هاست و سرور هشتگ وب فارسی وب مارکتینگ وبینار ویدئو مارکتینگ ویدیو ویدیو مارکتینگ پاپکو پخش زنده پول سازی با بازاریابی اینترنتی کارآفرینی کافه تهرون کتابفروشی کسب و کار آنلاین کسب و کار موفق کسب و کارهای اینترنتی کلانا کلمات کلیدی کمپین‌های تبلیغاتی کپی رایتینگ گل فروشی
نگرانی

پرداختن به ترس ها و احساس ها

پرداختن به ترس ها و احساس ها

وقتی اهداف خود را می نویسید، اغلب ترس های شما از اینکه چرا اهدافتان تحقق نخواهد یافت، یا حتی از عواقب اینکه اگر تحقق یابند، چه اتفاقی ممکن است رخ دهد، برسرتان آوار می شود. این همسراییِ نگرانی ها می تواند روند برنامه های شما را کُند کند یا بعضی وقت ها کاملا متوقف سازد.

من و جانین از طریق کلاس او، آشنا شدیم. جانین دراین کلاس، برنامه ریزی برای سفر را یاد می دهد؛ که چه وسایلی را با خود همراه داشته باشیم و چه چیزهایی را با خود برنداریم. مسافران را با آداب و رسوم فرانسوی ها آشنا می کند و آن قدر جمله ها و اصطلاحات فرانسوی به آنها یاد می دهد که بتوانند از پس مشکلات زبان بر بیایند.

آنچه که جانین در کلاس هرگز به آن اشاره نمی کند این است که چگونه به چنین اطلاعات دست اولی درباره ی فرانسه دست یافت.

داستان جانین

هنگامی که جانین در اواخر دهه ی سی زندگی خود بود، با تور اروپا به نام “اگر- امروز- سه شنبه- است- باید- بلژیک- باشد” به سفر رفت. او تا آن دوره هیچ پس اندازی نداشت و باید اقساط خانه اش را می پرداخت. علاوه بر این، می دانست که اگر شغلی را که دارد، ترک کند؛ پیدا کردن کار، سخت خواهد بود.

مسئله ی مهم تر اینکه هزینه ی آن حتی بیش از مبلغی بود که باید راست و ریس می کرد.

در ساعت ۲:۳۰ صبح اولین روز ماه فوریه، روی جلد دفترچه ی یادداشت های روزانه ی نویی که بعنوان هدیه ی کریسمس دریافت کرده بود، آن راه حل های بزرگ و کوچک، بلند مدت، آشکار و خیالی را که داشتند به ذهنش خطور می کردند، یادداشت کرد.

هدف اولش را که “زندگی در اروپا و سفر به اروپا” بود، در صفحه ی اول دفترچه ی یادداشتش نوشت. هر بار که می نشست تا مطلبی را یادداشت کند، چشمش به آن هدف می افتاد.

زندگی یک تصمیم است

جانین دفترچه یادداشتِ آن سال زندگی خود را به من داد. آن دفترچه، هدیه فوق العاده ای بود. مطالبش را که می خواندم بارها و بارها اصل بدیهی مهمی را به یاد آوردم: زندگی یک تصمیم است.

در هر نقطه ای از زندگی خود، می توانید تصمیم بگیرید که به یک روش خاص عمل کنید، با وجود احساس هایی که شما را وادار می کنند به مسیر دیگری بروید. وقتی به رویایی باور دارید، باید ریسک کنید. اگر منتظر مانده اید تا همه چیز آسان شود، می توانید برای همیشه به این انتظار خاتمه دهید.

در دفترچه ی یادداشت های روزانه اش، بعد از اولین یادداشت، درباره ی ناامیدی اش می نویسد. صرفا به این خاطر که هدف خود را نوشت، اتفاق ها خود به خودی رخ ندادند.

هنگامی که جانین آن لحظه های احساس ناامیدی و افسردگی را تجربه می کرد، به نوشتن ادامه می داد. می نوشت که چه جور احساسی دارد.

مهم ترین نگرانی اش، پول بود. چرا چیزی امن را برای ناشناخته ها از دست بدهد؟

دفترچه ی یادداشت های روزانه اش، به جایی برای گذاشتن نگرانی های او تبدیل شد. نوشتن ترس هایش، تفکر “همه یا هیچ” را کنار گذاشت. ترس ها و بلندپروازی می توانستند همزیستی کنند. همچنان که در دریای احساسات و عواطف بالا و پایین می رفت، آرزوی “زندگی و سفر به کشورهای مختلف” ثابت و همیشگی بود.

او علی رغم ترس و عدم اطمینانش، به انجام کارهای کوچک ادامه داد.

برای جانین، نوشتن نگرانی هایش، راهی بود برای خود را کنار کشیدن و جدا ایستادن از آن ها تا ناظر زندگی خود بشود. اگر نگرانی هایش ابراز نشده باقی می ماندند، می توانستند بیشتر شوند و اراده ی او را مغلوب کنند. روی کاغذ می توانست با خودش درباره ی ترس هایش حرف بزند.

(منبع: بنویس تا اتفاق بیفتد، هنریت آن کلاوسر)

ادامه ی مقالات موفقیت شخصی را دنبال کنید…

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را بگذارید

avatar
مهمان
Guest
مهمان

متاسفانه من وقت گذاشتم و این مقاله را خواندم ،‌به جز غلط های ادبیاتی که داشت ، متاسفانه سر و ته درستی نداشت ، یعنی مقاله یا مطلب من را با تیتر مرتبط نکرد و متوجه نشدم که هدف مقاله چه بود و چه چیزی را به من آموخت ! قبلا مقالات ایده پردازان بهتر بودند، امیدوارم که مقالات بعدی بهتر باشند ، متشکرم