نوع دوم ساختار: «کودک» 

نوع دوم ساختار: «کودک» 
مجموع 5 از 5 رای

الگوی ساختاری نوع دوم
الگوی ساختاری نوع دوم : کودک

ما هر نوع تجربیات انباشته شده از دوران کودکی شخص را به عنوان بخشی از محتوای حالت نفسانی «کودک» تعریف می کنیم.

برای طبقه بندی میلیونها خاطره راههای گوناگون متعددی وجود دارد. یک روش ساده برای این کار، گروه بندی آنها بر اساس سن شخص در زمان اتفاق آنهاست. بعضی از نویسندگان تحلیل رفتار متقابل، به خصوص فانیتا انگلیش ، همین کار را انجام داده است.

اغلب اوقات، ما حالت نفسانی «کودک» را از نقطه نظر ساختاری به بخش های مختلف تقسیم می کنیم. دلیل این مسئله بسیار ساده است. زمانی که یک کودک بودم در همان موقع حالات نفسانی «والد»، «بالغ» و «کودک» را دارا بودم.

هر کودکی دارای نیازها و تمایلات اساسی و اولیه است. («کودک»). و هر کودکی در مورد اینکه بهترین روش برای ارضای این نیازها چیست، خیالپردازیهایی دارد(«والد»)، همچنین هر کودکی دارای مهارتهای شهودی برای حل مسئله می باشد(«بالغ»).

«والد» درون «کودک»

هر کودکی در سالهای اولیه زندگی یاد میگیرد که قوانین و مقرراتی وجود دارد که باید از آنها پیروی کند. این قوانین و مقررات معمولا بوسیله ی مادر و پدر اعمال میگردند.

برخلاف افراد بزرگسال، یک کودک دارای قدرت منطقی نیست که بتواند به بررسی این قوانین و مقررات بپردازد و ببیند آیا پیروی کردن از آنها درست است یا نه. در عوض، او به سادگی می داند که باید از آنها پیروی کند. لیکن اغلب اوقات اشتیاقی برای پیروی از آنها ندارد. بنابراین کودک راههایی برای ترساندن و فریب دادن خودش به منظور اطاعت از این قوانین و مقررات پیدا می کند.

  • اگر دعای شبانه ام را نخوانم. شیطان از درون شعله های آتش بیرون می آید و مرا با خودش می برد.
  • اگر تمام غذایم را نخورم، مادر از پیشم خواهد رفت مرا تنها میگذارد و هیچوقت بر نمی گردد.
  • اگر رفتار خوبی داشته باشم، همه مرا دوست خواهند داشت.

کودکان پیامهایی را که از والدین خود دریافت میکنند به همین شکل جادویی و غیر واقعی ذخیره می کنند. از آنجائی که این برداشتها همه خیالپردازیهای کودک درباره اشارات ضمنی پیامهای والدینش می باشد، آنها همگی در الگو به عنوان حالت نفسانی «والد» کودک گروهبندی شده اند. بعدها در دوران بزرگسالی، شخص ممکن است به «کودک» درون خود مراجعه کند و به این پیامهای جادویی و غیر واقعی که «والد درون» «کودک» را تشکیل می دهد دست یابد.

این بخش جادویی و غیرواقعی و خیالپردازی شده از والدین ممکن است به مراتب تهدید کننده تر و ترسناک تر از والدین واقعی باشد. حتی اگر والدین فرزند خود را دوست داشته باشند و تا آنجا که قادرند از آنها نگهداری کنند، کودک خردسال ممکن است آنها را به گونه ای که پیامهای مخرب زیر را می دهند تصور کند.

  • کپه مرگتو بگذار، مرده شور برده!
  • انقدر هروهر نکن!
  • بچه قرار نیست انقدر قضولی کند!

نویسندگان اولیه تحلیل رفتار متقابل اسامی متعدد ترسناکی برای نشان دادن این حالت سرسختی و خشونت داده اند. از قبیل «والد جادوگر» «والد وحشی» و «عجوزه».

لیکن خیالبافیهای بزرگ مَنشی کودک به همان نسبت که منفی است، مثبت هم می تواند باشد. در این صورت «والد درون»«کودک» با داستانهایی از قبیل مادر خوانده مهربان، ملکه شاه پریان و بابانوئل که هر سال برای بچه ها هدیه می آورد، همراه است. به این دلیل ما اصطلاح «والد جادویی و غیر واقعی» را به کار می بریم.

برن، «والد درون» کودک را الکترود نامید. این حالت الکترود به روشی مربوط می شود که «کودک» تقریبا به صورتی اجباری به این تصورات جادویی و غیر واقعی از پاداش و تنبیه پاسخ می دهد.

منبع: (تحلیل رفتار متقابل، یان استورات/ون جونز)

ادامه ی مقالات تحلیل رفتار متقابل را دنبال کنید…

برچسب ها:

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
با خبرم کن