IPE logo
IPE logo
عبارت مورد نظر را وارد کنید...
شاید برای شما جالب باشد
bertonix content marketing dmark pwconf startupgrind video marketing استارتاپ گرایند استراتژی های اثر بخش تبلیغات استوری اینستاگرام اشتراک‌گذاری محتوا افزایش دنبال کننده در اینستاگرام افزایش ممبر اندروید ایده های جدید برای توسعه‌ ی کسب و کار در اینستاگرام ایده پردازان ایده پردازم ایمیل مارکتینگ اینستاگرام اینستاگرام مارکتنیگ اینستاگرام مارکتینگ بازار ارز بازار بورس بازار سکه بازاریابی بازاریابی ایمیلی بازاریابی دیجیتال بازاریابی سال ۲۰۲۰ بازاریابی محتوا بازاریابی ویدیویی برتونیکس برنامه ایده پردازان برند سازی برندسازی شخصی بهینه سازی محتوا بهینه سازی موتور جستجو تبلیغات تبلیغات کلیکی تواضع تولید محتوا تولید محتوای ویدیویی تکنیک فروش تکنیک های وبلاگ نویسی تیزر تبلیغاتی خلاقیت دیجیتال مارکتینگ دی مارک راه های بهبود نتایج جستجوی گوگل راهکارهای رشد کسب و کار راهکارهای مدیریتی رخت ایرانی رسانه های اجتماعی رشد غیرمنتظره فروش رهبران ارزش آفرین ریسک سرمایه گذاری سئو ساخت هویت تجاری سرمایه سوپر مارکت شبکه های اجتماعی شبکه‌های اجتماعی شیرینی طراحی لوگو فروش فروشگاه اینترنتی فریلنسر قدرت مذاکره مارکتینگ مارکتینگ پلن محتوا محصول مدیریت مدیریت منابع انسانی مدیریت کسب و کار مشاغل بازاریابی مشتری مداری مصاحبه موفقیت موفقیت در بازار کار میوه فروشی نیلپر هاست و سرور هشتگ وب فارسی وب مارکتینگ وبینار ویدئو مارکتینگ ویدیو ویدیو مارکتینگ پاپکو پخش زنده پول سازی با بازاریابی اینترنتی کارآفرینی کافه تهرون کتابفروشی کسب و کار آنلاین کسب و کار موفق کسب و کارهای اینترنتی کلانا کلمات کلیدی کمپین‌های تبلیغاتی کپی رایتینگ گل فروشی
الگوی ساختاری نوع دوم

نوع دوم ساختار: «کودک»

الگوی ساختاری نوع دوم : کودک

ما هر نوع تجربیات انباشته شده از دوران کودکی شخص را به عنوان بخشی از محتوای حالت نفسانی «کودک» تعریف می کنیم.

برای طبقه بندی میلیونها خاطره راههای گوناگون متعددی وجود دارد. یک روش ساده برای این کار، گروه بندی آنها بر اساس سن شخص در زمان اتفاق آنهاست. بعضی از نویسندگان تحلیل رفتار متقابل، به خصوص فانیتا انگلیش ، همین کار را انجام داده است.

اغلب اوقات، ما حالت نفسانی «کودک» را از نقطه نظر ساختاری به بخش های مختلف تقسیم می کنیم. دلیل این مسئله بسیار ساده است. زمانی که یک کودک بودم در همان موقع حالات نفسانی «والد»، «بالغ» و «کودک» را دارا بودم.

هر کودکی دارای نیازها و تمایلات اساسی و اولیه است. («کودک»). و هر کودکی در مورد اینکه بهترین روش برای ارضای این نیازها چیست، خیالپردازیهایی دارد(«والد»)، همچنین هر کودکی دارای مهارتهای شهودی برای حل مسئله می باشد(«بالغ»).

«والد» درون «کودک»

هر کودکی در سالهای اولیه زندگی یاد میگیرد که قوانین و مقرراتی وجود دارد که باید از آنها پیروی کند. این قوانین و مقررات معمولا بوسیله ی مادر و پدر اعمال میگردند.

برخلاف افراد بزرگسال، یک کودک دارای قدرت منطقی نیست که بتواند به بررسی این قوانین و مقررات بپردازد و ببیند آیا پیروی کردن از آنها درست است یا نه. در عوض، او به سادگی می داند که باید از آنها پیروی کند. لیکن اغلب اوقات اشتیاقی برای پیروی از آنها ندارد. بنابراین کودک راههایی برای ترساندن و فریب دادن خودش به منظور اطاعت از این قوانین و مقررات پیدا می کند.

کودکان پیامهایی را که از والدین خود دریافت میکنند به همین شکل جادویی و غیر واقعی ذخیره می کنند. از آنجائی که این برداشتها همه خیالپردازیهای کودک درباره اشارات ضمنی پیامهای والدینش می باشد، آنها همگی در الگو به عنوان حالت نفسانی «والد» کودک گروهبندی شده اند. بعدها در دوران بزرگسالی، شخص ممکن است به «کودک» درون خود مراجعه کند و به این پیامهای جادویی و غیر واقعی که «والد درون» «کودک» را تشکیل می دهد دست یابد.

این بخش جادویی و غیرواقعی و خیالپردازی شده از والدین ممکن است به مراتب تهدید کننده تر و ترسناک تر از والدین واقعی باشد. حتی اگر والدین فرزند خود را دوست داشته باشند و تا آنجا که قادرند از آنها نگهداری کنند، کودک خردسال ممکن است آنها را به گونه ای که پیامهای مخرب زیر را می دهند تصور کند.

نویسندگان اولیه تحلیل رفتار متقابل اسامی متعدد ترسناکی برای نشان دادن این حالت سرسختی و خشونت داده اند. از قبیل «والد جادوگر» «والد وحشی» و «عجوزه».

لیکن خیالبافیهای بزرگ مَنشی کودک به همان نسبت که منفی است، مثبت هم می تواند باشد. در این صورت «والد درون»«کودک» با داستانهایی از قبیل مادر خوانده مهربان، ملکه شاه پریان و بابانوئل که هر سال برای بچه ها هدیه می آورد، همراه است. به این دلیل ما اصطلاح «والد جادویی و غیر واقعی» را به کار می بریم.

برن، «والد درون» کودک را الکترود نامید. این حالت الکترود به روشی مربوط می شود که «کودک» تقریبا به صورتی اجباری به این تصورات جادویی و غیر واقعی از پاداش و تنبیه پاسخ می دهد.

منبع: (تحلیل رفتار متقابل، یان استورات/ون جونز)

ادامه ی مقالات تحلیل رفتار متقابل را دنبال کنید…

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را بگذارید

avatar