IPE logo
IPE logo
عبارت مورد نظر را وارد کنید...
شاید برای شما جالب باشد
bertonix dmark pwconf startupgrind video marketing استارتاپ گرایند استراتژی های اثر بخش تبلیغات استوری اینستاگرام افزایش دنبال کننده در اینستاگرام افزایش ممبر اندروید ایده های جدید برای توسعه‌ ی کسب و کار در اینستاگرام ایده پردازان ایده پردازم اینستاگرام اینستاگرام مارکتینگ بازاریابی بازاریابی ایمیلی بازاریابی دیجیتال بازاریابی محتوا برتونیکس برنامه ایده پردازان برند سازی برندسازی شخصی تبلیغات تواضع تولید محتوای ویدیویی تکنیک فروش تکنیک های وبلاگ نویسی تیزر تبلیغاتی خلاقیت دیجیتال مارکتینگ دی مارک راه های بهبود نتایج جستجوی گوگل راهکارهای رشد کسب و کار راهکارهای مدیریتی رخت ایرانی رسانه های اجتماعی رشد غیرمنتظره فروش رهبران ارزش آفرین ساخت هویت تجاری سوپر مارکت شبکه های اجتماعی شیرینی طراحی لوگو فروش فروشگاه اینترنتی قدرت مذاکره مارکتینگ مارکتینگ پلن محصول مدیریت مدیریت منابع انسانی مشاغل بازاریابی مشتری مداری مصاحبه موفقیت موفقیت در بازار کار میوه فروشی نیلپر هشتگ وب فارسی وبینار ویدیو ویدیو مارکتینگ پاپکو پخش زنده پول سازی با بازاریابی اینترنتی کارآفرینی کافه تهرون کتابفروشی کسب و کار آنلاین کسب و کار موفق کلانا گل فروشی
زبان بدن

زبان بدن : در نظر گرفتن جمع کل حرکات و اشارات (2)

زبان بدن : در نظر گرفتن جمع کل حرکات و اشارات (۲)

اگر چشمان فردی بی روح و افتاده باشد و سرش را به کف دستش تکیه داده باشد، قطعا از نوع حادی از خستگی رنج می برد. این فرد برای هوشیار نگه داشتن خود ممکن است بی هدف جایی را خط خطی کند یا هر از گاهی در جایش جا به جا شود.

مورتون تصمیم گرفت به کنفرانسی کاری برود که یکی از مراجعه کنندگانش در آن سخنرانی داشت. بعد از چند دقیقه گوش دادن به حرف های بی سر و ته و نامفهوم مورتون که نزدیک به جلوی سالن در وسط ردیف نشسته بود، نمی توانست به راحتی بلند شود و برود. با نگاه کردن به همکاران نماینده اش، متوجه شد که اکثر آنها به سخنران نگاه نمی کردند و عده ی زیادی به عقب تکیه داده و سرشان را روی دست شان گذاشته بودند. عده ی کمی هم بدون آنکه بالا را نگاه کنند، بی هدف در دفترشان خط خطی می کردند. سخنرانی بی روح او به صورت حسی از بی حوصلگی در تمام سالن منعکس شده بود.

نشانه های خوشحالی را می توان در فردی دید که تنه اش به جلو خم شده و بازوانش کشیده شده و کف دست هایش در معرض دید است. این فرد گوش تا گوش لبخندی مغرورانه بر لب دارد، چشمانش چین خورده و دندان هایش نمایان است. این حالت مخصوص زمانی است که عزیزان مان را پس از مدتی طولانی دوباره می بینیم.

کایرا، دختر نیکی، بعد از تمام شدن مدرسه اش به مسافرتی شش ماهه به دور دنیا رفت. اولین بار بود که کایرا برای چنین مدت طولانی از خانه دور بود. نیکی به سختی می توانست صبر کند تا ببیند که او سالم و سلامت به خانه برگشته است. او در حالیکه در سالن ورودی فروشگاه ایستاده بود، والدین سایر مسافران را می دید که با شتاب می دویدند تا فرزندان شان را که از قسمت بازرسی عبور می کردند، در آغوش بگیرند.

هرچه می گذشت، عصبی تر می شد. سرانجام وقتی کایرا از در ورودی عبور کرد، نیکی نتوانست خود را کنترل کند و با بازوانی گشاده دوید و دخترش را در آغوش گرفت. او در حالیکه به عقب و جلو تکان می خورد، کایرا را محکم گرفته بود؛ طوری که گویی هرگز او را رها نمی کند. در حالیکه با حس آرامش و خوشحالی می خندید و گریه می کرد، سر کایرا را نوازش کرد و بارها او را بوسید.

(منبع: زبان بدن به زبان آدمیزاد، الیزابت کونکه)

ادامه ی مقالات زبان بدن را دنبال کنید…

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را بگذارید

avatar