IPE logo
IPE logo
عبارت مورد نظر را وارد کنید...
شاید برای شما جالب باشد
bertonix dmark pwconf startupgrind video marketing استارتاپ گرایند استراتژی های اثر بخش تبلیغات استوری اینستاگرام افزایش دنبال کننده در اینستاگرام افزایش ممبر اندروید ایده های جدید برای توسعه‌ ی کسب و کار در اینستاگرام ایده پردازان ایده پردازم اینستاگرام اینستاگرام مارکتینگ بازاریابی بازاریابی ایمیلی بازاریابی دیجیتال بازاریابی محتوا برتونیکس برنامه ایده پردازان برند سازی برندسازی شخصی تبلیغات تواضع تولید محتوای ویدیویی تکنیک فروش تکنیک های وبلاگ نویسی تیزر تبلیغاتی خلاقیت دیجیتال مارکتینگ دی مارک راه های بهبود نتایج جستجوی گوگل راهکارهای رشد کسب و کار راهکارهای مدیریتی رخت ایرانی رسانه های اجتماعی رشد غیرمنتظره فروش رهبران ارزش آفرین ساخت هویت تجاری سوپر مارکت شبکه های اجتماعی شیرینی طراحی لوگو فروش فروشگاه اینترنتی قدرت مذاکره مارکتینگ مارکتینگ پلن محصول مدیریت مدیریت منابع انسانی مشاغل بازاریابی مشتری مداری مصاحبه موفقیت موفقیت در بازار کار میوه فروشی نیلپر هشتگ وب فارسی وبینار ویدیو ویدیو مارکتینگ پاپکو پخش زنده پول سازی با بازاریابی اینترنتی کارآفرینی کافه تهرون کتابفروشی کسب و کار آنلاین کسب و کار موفق کلانا گل فروشی
نگرش ذهنی منفی

دینامیت موفقیت : عملکرد نیروهای نگرش ذهنی منفی

دینامیت موفقیت : عملکرد نیروهای نگرش ذهنی منفی 

داستان بسیار جالبی درباره چگونگی حرکت نیروهای نگرش ذهنی منفی وجود دارد که به یکی از ایالات جنوبی (آمریکا) مربوط می شود. در آنجا که هنوز از اجاق های سنتی برای گرم کردن خانه ها استفاده می شود . هیزم شکنی زندگی می کند که تا امروز در زندگی اش پیشرفتی نداشته است. برای بیش از دو سال، او چوب اجاق خانه فردی را تامین می کرد.

هیزم شکن می دانست که کنده های چوب نباید بیشتر از ۲/۵ سانتی متر پهنا داشته باشند و گرنه در اجاق آن شخص جای نمی گرفتند. روزی مشتری قدیمی اش، سفارش یک دسته هیزم به او داد، اما هنگام تحویل، در منزل نبود. وقتی به خانه برگشت، متوجه شد که بیشتر چوب ها پهن تر و بزرگ تر از اندازه هستند. به هیزم شکن زنگ زد و از او خواست که کنده های بزرگ تر را تعویض یا نصف کند.

هیزم شکن گفت: «نمی توانم این کار را بکنم، چون هزینه اش از کل بار بیشتر می شود.» و بعد هم گوشی را قطع کرد. پس مشتری خودش به تنهایی کار دو نیم کردن کنده ها را به عهده گرفت. آستین ها را بالا زد و مشغول به کار شد. تقریبا در نیمه کار متوجه شد که یکی از کنده ها حفره ای دارد که انگار کسی آن را پوشانده است. کنده را وزن کرد. کنده به گونه ای غیرعادی، سبک و ظاهرا توخالی بود. با یک ضربه محکم، کنده، را دو نیم کرد. از میان کنده، یک لوله کاغذ آلومینیوم بیرون افتاد. آن را برداشت و باز کرد. در کمال شگفتی دید که آن لوله کاغذ، حاوی اسکناس های کهنه ۵۰ و ۱۰۰ دلاری است.

آنها را شمرد. دقیقا ۲۲۵۰ دلار بود. اسکناس ها به طور حتم، مدت زیادی در درخت مانده بودند، چون کاغذ شان ترد و شکننده شده بود. مشتری به خاطر نگرش ذهنی مثبتی که داشت، تنها فکری که به سرش زد، برگرداندن پول به صاحب اصلی اش بود. پس تلفن را برداشت، به هیزم شکن زنگ زد و پرسید که بار هیزم را از کجا آورده است. باز هم نگرش ذهنی منفی هیزم شکن، قدرت دفع منفی گرایی را از او گرفت. او گفت: «این به خودم مربوط است. اگر رازهای کارت را فاش کنی، مردم همیشه سرت کلاه می گذارند.» با وجود همه تلاشی که مشتری کرد، هرگز نفهمید آن کنده از کجا آمده یا چه کسی پول ها را در آن مخفی کرده است.

نتیجه گیری: این داستان، طعنه یا کنایه نیست. درست است که مرد دارای نگرش ذهنی مثبت، پول ها را پیدا کرد و مرد دارای نگرش ذهنی منفی نتوانست، اما این یک واقعیت است که لحظات کوتاه یا زنگ تفریح های خوش، در زندگی همه پیش می آید. مردی که نگرش ذهنی منفی داشت، مانع وقوع و یا حتی دیدن چنین لحظات سودمندی در زندگی اش شد و آن یکی، نگرشش را چنان تنظیم کرد که حتی بدترین لحظات زندگی اش هم سودآور شد. 

منبع: (دینامیت موفقیت، ناپلئون هیل/کلمنت استون)

ادامه ی مقالات دینامیت موفقیت را دنبال کنید…

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را بگذارید

avatar