دینامیت موفقیت: تبدیل تهدیدها به فرصت ها

دینامیت موفقیت: تبدیل تهدیدها به فرصت ها
مجموع 5 از 1 رای

تبدیل تهدیدها به فرصت ها

دینامیت موفقیت: تبدیل تهدیدها به فرصت ها

در ۱۹۲۹، خیابان میشیگان شمالی در شیکاگو منطقه ای که امروزه بسیار جذاب است در حال از بین رفتن بود. ساختمان های زیادی خالی از سکنه بود و کمتر ساختمانی وجود داشت که حتی نیمی از طبقاتش به اجاره رفته باشد. سال بدی از لحاظ اقتصادی بود و نگرش ذهنی منفی، همچون ابری تیره، تمام شیکاگو را در بر گرفته بود. می شد به راحتی این سخنان را شنید که:

«آگهی دادن، بی فایده است، چون پولی در کار نیست.» یا «چه می شود کرد؟ با روزگار که نمی شود جنگید.»

اما ناگهان، مدیری که نگرش ذهنی کاملا مثبتی داشت، به این صحنه مه گرفته وارد شد. او عقیده ای داشت که عملی مثبت را در پی داشت. این مرد در یک شرکت بیمه عمر به نام «نورث وسترن» استخدام شده بود تا ساختمانی را در خیابان میشیگان شمالی اداره کند؛ ساختمانی که به دلیل ناتوانی مالکان در پرداخت اقساط، به تصرف شرکت بیمه درآمده بود.

وقتی او کارش را آغاز کرد، تنها ۱۰ درصد ساختمان در اجاره اشخاص بود. طی مدت تنها یک سال، ۱۰۰% ساختمان به اجاره رفته بود و لیستی هم به نام لیست انتظار تنظیم شده بود. رمز موفقیت چه بود؟

مدیر جدید، این اجاره نرفتن را یک مبارزه می دانست نه یک بدشانسی. در زیر، آنچه را که انجام داد، برای شما آورده ایم. دقیقا می دانستم چه می خواهم. می خواستم که ۱۰۰% دفاتر ساختمان را به متقاضیان اجاره دهم و می دانستم که با این شرایط، بعید است تا چند سال، کل ساختمان اجاره برود. اما به هر حال با خود فکر کردم که اگر کارهای زیر را انجام دهم، هر آنچه که می خواهم به دست می آورم و چیزی را هم از دست نخواهم داد:

باید به دنبال مستأجران مشتاق و آینده نگر می گشتم.

باید آینده نگری آنها را تحریک می کردم، یعنی به آنها زیباترین دفاتر در شیکاگو را پیشنهاد می کردم.

باید دفاتر ساختمان را به همان قیمت واحدهای دیگر به آنها اجاره می دادم.

باید مسوولیت پرداخت اجاره فعلی آنها را هم قبول می کردم. البته آنها می بایست طی یک اجاره نامه یک ساله، هزینه ساختمان را پرداخت می کردند.

باید بدون دریافت هیچ مبلغی، دکوراسیون دفاتر را به دلخواه مستأجر تغییر می دادم. باید از مهندسین معمار خلاق و طراحان دکوراسیون داخلی بهره می بردم تا با تغییر دکوراسیون بتوانم مستأجر جدید جذب کنم.

دلایل زیادی برای این کار داشتم، از جمله: 

اگر مثلا یک دفتر بعد از گذشت چند سال اجاره نمی رفت، هیچ درآمدی عایدمان نمی شد و با توجه به ۵ اصل ذکر شده، چیزی هم از دست نمی دادیم. ممکن بود سال بدون درآمدی داشته باشیم، اما خیلی بهتر از سال بدون عملکرد بود. از آن گذشته، تلاش ما برای جلب توجه مستأجرین و تقاضای بیشتر برای اسکان در ساختمان، بسیار مؤثر و مفید بود.

اجاره دفاتر به مدت یک سال، در عرف جا افتاده است و با توجه به اینکه در اکثر موارد، چند ماهی بیشتر تا پایان سال باقی نمانده بود، پرداخت اجاره به جای مستأجرانی که به ساختمان من آمده بودند، مبلغ دندان گیری نمی شد. پس قبول مسوولیت پرداخت اجاره  بهای آنها، کار خطرناکی نبود.

اگر مستأجری پس از پایان قرارداد، مجبور به تخلیه بود، می توانستیم با اجاره دادن یک دفتر مجهز، او را به ماندن تشویق کنیم. تغییر مجدد دکوراسیون هم خرج چندانی نداشت، چون بر ارزش ساختمان می افزود.

نتیجه کار، فوق العاده بود. هر دفتری که تغییر دکوراسیون پیدا می کرد، حتی از دفتر بغلی اش هم زیباتر می شد. مستأجران آن قدر راضی بودند که مبالغی اضافه را خرج می کردند. مثلا یکی از مستأجران، شخصا ۲۲۰۰۰ دلار برای تغییر دکوراسیون پرداخت کرد. بنابراین، در پایان سال، ساختمانی که در ابتدا تنها ۱۰ درصدش اجاره رفته بود، حالا ۱۰۰% مستأجر داشت. هیچ کدام از مستأجران، بعد از اتمام مهلت اجاره، قصد رفتن نداشتند. آنها از داشتن چنین دفاتر زیبایی، راضی و شاد بودند و ما این رضایت را با ثابت نگه داشتن بهای اجاره، بیشتر کردیم.

افرادی که مشکل دارند و آن را فرصتی برای اقدام به عمل می دانند، کسانی هستند که ارزش واقعی نگرش ذهنی مثبت را دریافته اند. آنهایی که عقاید را با عمل همراه می سازند، شکست را به موفقیت تبدیل می کنند. این اتفاق، بارها و بارها در زندگی ما رخ می دهد. مشکلات و سختی ها می توانند بهترین چیزهایی باشند که برای ما پیش می آیند، البته اگر بدانیم چگونه باید از آنها بهره برداری کنیم.

منبع: (دینامیت موفقیت، ناپلئون هیل/کلمنت استون)

ادامه ی مقالات دینامیت موفقیت را دنبال کنید…


دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
با خبرم کن