جانبداری نکنید

جانبداری نکنید
مجموع 5 از 1 رای

جانبداری نکنید
جانبداری نکنید

اگر جانبداری کنید، پس شما نیز در مشاجره شرکت کرده اید. شما بایستی کاملا بی طرف بمانید و استوار و میانجی باشید. ضمنا هر عملی که انجام می دهید تا پایان کاملا بی طرف باقی بمانید. چون اگر بی طرف نباشید، یکی از طرفین دعوا، شما را به همراه شخص مورد مشاجره سرزنش خواهد کرد.

مشاجره راجع به هر چه که پیش آمده است، شما باید:

  • آینده نگر باشید.
  • از دیدگاه شرکت نگاه کنید.
  • بی طرف باقی بمانید.
  • سیاستمدار و با تدبیر باشید.
  • جانبداری نکنید.
  • مستقل باقی بمانید.

هرچه بی طرف و مستقل باشید، ارشدتر ظاهر خواهید شد. اگر پا برهنه وسط معرکه ای بدوید و از طرف خاصی جانبداری نمایید، احتمال می رود که برای خود دشمن تراشی کنید یا مانند آدم کله شقی به نظر برسید.

مشکل وقتی ایجاد می شود که یکی از دوستان تان با همکاری دیگر که ارتباط کمتری نیز با شما دارد، در یک طرف قرار می گیرند. دوست شما مرتبا رو به شما می کند و سعی دارد پای شما را هم وسط بکشد. “محض رضای خدا، به او بگو که حق با من است.”

به هیچ وجه، شما نباید درگیر شوید. باید با حالتی تدافعی دست های تان را بالا ببرید و بگویید: “مرا درگیر نکنید. اگر هر دوی شما نتوانید با منطق و بدون مشاجره مسئله را حل کنید، شما را به اتاق تان می فرستم.”

در اینجا شما:

  • مزاحی کرده اید و تنش را کاهش داده اید.
  • نشان داده اید که ارشد آنها هستید.
  • درگیر نشده اید.
  • بی طرف مانده اید.
بدانید چه موقع نظرتان را نزد خود نگه دارید.
بدانید چه موقع نظرتان را نزد خود نگه دارید.

اظهار نظر کردن، کار بسیار ساده ای ست. ما همه نظریه و عقیده های مختلفی داریم. مشکل اینجاست که چه موقع باید این عقاید را برای خود نگه داریم و چه موقع آنها را مطرح کنیم، اینکه افراد نمی دانند چه وقت باید ساکت بمانند، به این دلیل است که تصور می کنند نظرات شان:

  • ارزشمند است.
  • مخاطب دارد.
  • تفاوت ایجاد می کند.
  • سبب می شود شخصی تاثیر گذار به نظر برسند.
  • سبب می شود مورد تایید و توجه قرار گیرند.

مسلما همه ی اینها دلایل غلطی برای اظهار نظر کردن هستند. دلیل اصلی برای اظهار نظر شما فقط این است؛ از شما خواسته شده است. یعنی اگر از شما سوالی شد، نظر بدهید. اگر سوال نشد، ساکت بمانید!

  • باید نظر و عقیده ی شما به زور از زیر زبان تان کشیده شود. آنچه باید بگویید حائز اهمیت است و در هر حال، شما آن را هدر نخواهید داد.
  • شما ایده ای آماده دارید برای هر وقت که از شما می پرسند.
  • بیاموزید که این ایده را به طور صریح، واضح و دقیق ارائه کنید.
  • طوری نظر دهید که فقط یک نظریه به حساب نیاید، بلکه راه حل واقعی باشد که می تواند به کار گرفته شود.

راه اینکه کاری کنید تا نظریه ی شما کمتر شبیه یک نظریه یا فرضیه باشد و بیشتر صورت یک اصل پذیرفته شده را داشته باشد؛ این است که آن را به شکل یک اصل بیان کنید.

نگویید: “فکر می کنم ما باید” بلکه به جای آن بگویید: “ما باید”، نگویید: “به نظر من ZX300 ماشین خوبی است.” بلکه به جای آن بگویید “ZX300 ماشین خوبی است.”

بنابراین از گفتن موارد زیر پرهیز کنید:

  • من فکر می کنم
  • من احساس می کنم
  • به نظر من

(منبع: قانون موفقیت در بازار کار، ریچارد تمپلر)

ادامه مقالات موفقیت در بازار کار را دنبال کنید…


دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
با خبرم کن