بهانه بی بهانه : انضباط فردی و رهبری

بهانه بی بهانه : انضباط فردی و رهبری
مجموع 5 از 2 رای

انضباط فردی و رهبری

بهانه بی بهانه : انضباط فردی و رهبری

«در ارتش هیچ چیز به اندازه عدم رعایت انضباط، مضر نیست. زیرا بیشتر انضباط است که موجب برتری یک ارتش بر ارتش دیگر می شود نه تعداد سربازان.» جورج واشنگتن

رهبری و انضباط فردی با هم هستند. یعنی امکان ندارد یک رهبر کارآمد را تصور کنید که انضباط فردی، اراده، کنترل خود و تسلط بر خود نداشته باشد. ویژگی گسترده یک رهبر این است که کنترل کامل خود و هر موقعیتی را در دست دارد. در طول تاریخ هرگز به اندازه اکنون به وجود رهبران نیازی نبوده است. ما در هر سطحی از جامعه به رهبران نیاز داریم. هم در بخش های انتفاعی و هم در بخش های غیراتفاعی جامعه.

ما در خانواده هایمان، تجارت مان، مکان های عبادتی مان، سازمان های اجتماعی مان و على الخصوص در دنیای سیاست به رهبران نیاز داریم. ما به مردان و زنانی نیاز داریم که مسئولیت خود را جدی می گیرند و مایل هستند که برای در دست گرفتن رهبری یک وضعیت پا پیش بگذارند. خوشوقتانه رهبری قابل یادگیری است. رهبران از طریق سخت کوشی، تجربه و آموزش، ساخته می شوند و معمولا خودشان، خودشان را می سازند یعنی خود ساخته هستند. پیتر دراکر می گوید:

«شاید کسانی باشند که از شکم مادر رهبر زاده شده باشند اما تعداد این افراد آن قدر کم است که در اوضاع کلی جهان هیچ تفاوتی ایجاد نمی کنند.»

چهار مرحله رشد

شما در کار و تجارت خود طی چهار سطح از فعالیت و کسب نتیجه، رشد می کنید. ابتدا با دانش و تجربه محدود به عنوان یک کارمند کارتان را شروع می کنید. بعد وقتی رشد می کنید، یاد می گیرید و توانایی حصول نتیجه را در خود پرورش می دهید، تکامل پیدا کرده و به یک مافوق تبدیل می شوید. در این حالت مسئولیت عملکرد و نتایج کار دیگران بر عهده شما خواهد بود.

در حالیکه به بالا رفتن از نردبان مافوق بودن ادامه می دهید و با نظارت مستقیم بر کار دیگران توانایی تان را برای انجام دادن کارها از طریق دیگران افزایش می دهید به یک مدیر تبدیل می شوید. یعنی کسی که به افرادی که لیاقت خود را در بخشی نشان داده اند مسئولیت هایی را واگذار می کند. مدیران دید وسیع تری دارند و این با مسئولیت های بیشتر همراه است.

همچنان که از نردبان مدیریت بالا می روید، مطلع تر و کارآمدتر می شوید، نتایج بیشتر و بهتری از افراد بیشتر و متفاوتی می گیرید و به بالاترین سطح که همان رهبری است دست پیدا می کنید. در این مرحله شما بیشتر مسئول تعیین این هستید که چه کاری باید انجام شود تا اینکه چطور باید انجام شود. می گویند: «بعضی از رهبران ساخته می شوند، بعضی زاده می شوند، و به بعضی رهبری تحمیل می شود.» رهبران یا ظاهر می شوند یا افرادی هستند که به آنها ترفیع داده می شود تا با وضعیتی که به توانایی رهبری نیاز دارد روبرو شوند و به این ترتیب به یک رهبر تبدیل می شوند.

اگر بخواهم این مسئله را به ساده ترین شکل ممکن بیان کنم باید بگویم نقش رهبر این است که: «مسئولیت نتایج را بر عهده بگیرد.» اصلی ترین دلیل اینکه مردم به سطوح بالاتر رهبری که مدام در حال بالاتر رفتن است ارتقا داده می شوند این است که در هر سطح توانایی کسب نتیجه را از خود نشان می دهند. سوال همیشگی یک رهبر این است: «از ما انتظار می رود چه نتایجی کسب کنیم؟» شفافیت، ضروری است. علت اصلی اینکه بعضی افراد به یک موقعیت رهبری بالاتر ارتقاء داده نمی شوند یا حتی اخراج می شوند، «اجرا نکردن» است. این افراد مهم ترین کارهایی را که از آنها انتظار می رود به اجرا در نمی آورند و نتایجی را که از آنها انتظار می رود کسب نمی کنند.

منبع: (بهانه بی بهانه، اثر برایان تریسی)

ادامه ی مقالات بهانه بی بهانه را دنبال کنید…


دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
با خبرم کن