احساسهای تخریبی، احساسهای اصیل و حل مسئله

احساسهای تخریبی، احساسهای اصیل و حل مسئله
مجموع 5 از 1 رای

احساسهای تخریبی احساسهای اصیل و حل مسئله
احساسهای تخریبی، احساسهای اصیل و حل مسئله

اگر احساسهای تخریبی همیشه به عنوان احساس بد تجربه نمی شوند، پس چه اهمیتی دارد که احساسهای تخریبی را از احساسهای اصیل تشخیص دهیم؟

پاسخ این است: بیان احساسهای اصیل به عنوان وسیله مناسب این زمانی این مکانی برای حل مسئله می باشد، در حالی که بیان احساسهای تخریبی بدین منظور صورت نمی پذیرد.

به عبارت دیگر، وقتی که ما احساس اصیلی را بیان می کنیم، کاری می کنیم که در جهت پایان بخشیدن به موقعیت مشکلی باشد ولی وقتی که احساسهای تخریبی را بیان می کنیم وضعیت به همان صورت باقی می ماند. جورج تامسون عملکرد این سه احساس اصیل را در حل مسئله توضیح میدهد:

ترس، خشم و اندوه

او اشاره می کند که این احساسها به ترتیب از آینده، حال و گذشته صحبت می کنند.

وقتی که من احساس اصیل ترس را دارم و به گونه ای عمل می کنم که آن هیجان را بیان کنم، به حل مسئله ای که پیش بینی می کنم در آینده اتفاق بیفتد، کمک می کنم. یقینا آن آینده ممکن است خیلی نزدیک باشد.

در نظر بگیرید که می خواهم از عرض خیابانی رد شوم. هردو طرف را نگاه می کنم تا ببینم اتومبیلی نمی آید. ناگهان اتومبیلی از یک خیابان فرعی با سرعت خارج شده و به طرف من می آید. ترس همه وجودم را فرا می گیرد و به یک سمت می پرم. من از حادثه ای که ممکن بود در آینده نزدیک پیش بیاید یعنی تصادف با اتومبیل، اجتناب کردم.

خشم اصیل برای حل مسئله در زمان حال است. مثلا فرض کنید درصف فروشگاهی ایستاده ام و منتظر نوبت هستم. خانمی سعی می کند به زور از من جلو بزند. او با کیف خریدش مرا به سویی هول می دهد. با بیان خشم خود، واکنش مناسبی برای مراقبت از خودم در زمان حال نشان می دهم. من او را با همان فشار به عقب هول میدهم و فریاد میزنم که من قبل از شما اینجا بودم، لطفا به ته صف بروید.

وقتی که من احساس اندوه اصیل دارم، به خود کمک می کنم تا بتوانم حوادث دردناکی را که در گذشته اتفاق افتاده اند تسکین بخشم. این می تواند نوعی از دست دادن باشد یعنی چیزی یا کسی که هرگز دوباره به دست نخواهد آمد. وقتی که به خود اجازه می دهم که بتوانم آشکارا بیان اندوه کنم، اندکی گریه کنم و از آنچه که از دست داده ام صحبت کنم، خودم را از دردهای گذشته رها میسازم. من به این وضعیت خاتمه داده و با آن وداع می کنم، سپس آماده هستم که به سمت زمان حال و آینده حرکت کنم و پذیرای آنها باشم.

ما بر این عقیده هستیم که شادی اصیل به این معناست: «هیچ تغییری در زندگی لازم نیست.» یعنی شادی دارای ویژگی بدون زمان است.

بدین صورت که «آنچه که در گذشته اتفاق افتاده اشکالی ندارد که در زمان حال هم پیش بیاید و در آینده نیز ادامه پیدا کند.» بیان حالات شادی اصیل شامل آرامش عضلانی، احساس راحتی، لذت بردن از زمان حال و به راحتی به خواب رفتن میباشد.

نقطه مقابل عملکرد حل مسئله به وسیله احساسهای اصیل، احساسهای تخریبی هستند که هرگز کمکی به حل مسئله نمی کنند. وقتی که بر سر صندوق دار فریاد کشیدم من نتوانستم کمکی به خود کنم تا چیزهایی را که خریده بودم در آینده به خانه ببرم و هیچ گونه نتیجه سازنده ای در زمان حال عایدم نشد و نتوانستم به خودم کمکی کنم تا باگذشته خداحافظی کنم یعنی امکان خرید کردن قبل از اینکه فروشگاه بسته شود.

هرگاه شما احساس ترس، خشم و اندوه خارج از قالبهای زمانی مناسب خودشان داشته باشید، در آنجاست که هیجانات شما احساسهای تخریبی هستند. به عنوان مثال افرادی هستند که در تمام طول زندگیشان به چیزهایی که در گذشته اتفاق افتاده خشمگین هستند. ولی گذشته را نمی توان تغییر داد. در نتیجه این خشم برای حل مسئله وسیله ای غیر خلاق است. یعنی یک احساس تخریبی است. ببینید که این در مورد بقیه ناهماهنگی ها بین احساسها و قالبهای زمانی صدق می کند.

شما فکر میکنید چه احساس اصیلی می توانست کمک کند تا شما وضعیت را در مثال آغازین پایان بخشید؟ زمانی که متوجه می شدید که نمی توانید اجناسی را که خریده اید بدست آورید، آیا می توانستید احساس اصیل خشم، اندوه، هراس و یا شادمانی داشته باشید ببینید کدام یک از این احساسها می توانست به شما کمک کند تا به وضعیت پایان بخشید.

از آنجایی که وضعیت های تخریبی بیانگر باز نوازی یک روش کهنه شده حالت نفسانی «کودک» می باشد، بیان احساسهای تخریبی در وضعیت این زمانی، این مکانی، همیشه و بارها و بارها به همان پیامد همیشگی و غیر رضایت بخش منجر می شود. وقتی که شخص در پیش نویس زندگی خودش می باشد، ممکن است موقتا از اینکه توانسته است از محیط خودش با سلطه جویی نوازشهایی را کسب کند احساس رضایت کند. ولی نیازهای عمیق تر که با بیان احساسهای اصیل آشکار می گردند هنوز برآورده نشده اند. بنابراین شخص ممکن است که همان الگو را به تمامی در هر موقعیت فشارزا بازنوازی کند.

منبع: (تحلیل رفتار متقابل، یان استورات/ون جونز)

ادامه ی مقالات تحلیل رفتار متقابل را دنبال کنید…

برچسب ها:

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
با خبرم کن