قدرت زمان: قانون اصلی در بازدهی فرد

قدرت زمان: قانون اصلی در بازدهی فرد
به این مقاله امتیاز دهید

قانون اصلی در بازدهی فرد

قدرت زمان: قانون اصلی در بازدهی فرد

اصل کلیدی بازدهی فردی این است که اگر با تمام حواس روی کاری تمرکز نکنید که درآمد مطلوب شما یا بالاتر را دارد، در دراز مدت نمی توانید درآمد مورد نظرتان را داشته باشید. این قانون در مورد هر شغلی کاربرد دارد، چه یک کتابدار، تایپیست، فروشنده یا مستخدم باشید، چه هر کار دیگری. کلید و راه حل مسئله واگذاری مناسب است، یعنی کارهایی را که درآمدشان پایین تر است به دیگران واگذار کنید. تنها از این طریق می توانید برای تمرکز روی انجام کاری که درآمد آن به میزان مطلوب شماست وقت کافی داشته باشید.

هرسال صدها هزار نفر در صنایع مختلف کارشان را از دست می دهند. تقریبا در تمام موارد علتش این است که میزان مشارکت شان در شرکتی که کار می کنند به سطح پایین تر از دستمزد یا حقوق شان رسیده است. علتش می تواند شرایط خارجی باشد یا تغییر وضعیت بازار باشد که محصولات یا خدمات آن شرکت را مصرف می کند. درآمدتان فقط به میزان مشارکت تان بستگی دارد، در بسیاری موارد ارزش کارکنان به این علت پایین می آید که مهارت هایشان را به طور مستمر ارتقاء نداده اند. به عبارت دیگر، وقت زیادی را به بطالت گذرانده اند. آنها درگیر فعالیت ها یا کارهایی هستند که با ارزش کمی دارند و یا بی ارزشند، یعنی کارهایی که هیچکس حاضر نیست ساعتی ۲۵ تا ۵۰ دلار برای انجام آنها بپردازد.

در نتیجه این نوع کارکنان تعلیق خدمت یا اخراج می شوند و باید تا پیدا کردن کار جدیدی که شاید دستمزدش کمتر از کار قبلی باشد ماهها سرگردان بمانند. تمرکز روی نرخ درآمد و افزایش مداوم ارزش ساعتی کارتان کلید آینده شماست. به قول پت ریلی، مربی بسکتبال: «اگر مرتب یاد نگیرید و مهارت هایتان را بالا نبرید در واقع سیر قهقرایی خواهید داشت و وقتتان برای کارفرمایتان روز به روز کم ارزش تر می شود». اجازه ندهید این اتفاق برای شما بیافتد.

  • کلید قدرت، واگذاری مسئولیت

برای رسیدن به هر چیز که توانایی رسیدن به آن را دارید و برای اینکه بتوانید روی محدود کارهایی تمرکز کنید که بیشترین نقش را در زندگی و کارتان دارند باید بتوانید به خوبی مسئولیت ها را واگذار کنید. اگر رییس یا کارمند هستید، باید مدام به دنبال راه هایی برای واگذاری کارهایی باشید که درآمدشان پایین تر از میزان مطلوب شماست. برای اینکه در واگذاری کارها و استخدام دیگران برای انجام بخشی از کارتان مؤثرتر عمل کنید طوری که بتوانید روی کارهایی که بیشترین درآمد را برایتان دارند تمرکز کنید، چندین راه وجود دارد.

  • چه کس دیگری می تواند این کار را انجام بدهد؟

از خودتان بپرسید چه کس دیگری به جای شما می تواند این کار را انجام بدهد؟ به یاد داشته باشید اگر می خواهید برای انجام کارهای محدودی که بیشترین اهمیت را برایتان دارند وقت کافی داشته باشید باید تا حد امکان بقیه کارهایتان را واگذار کنید یا به عهده دیگران بگذارید.

  • چه کسی این کار را بهتر از شما انجام میدهد؟ 

یکی از ویژگی های مدیران کارآمد و رهبران موفق این است که در واگذاری بعضی از کارهای مشخص به افراد برتر از خودشان، استعداد دارند. باید مدام به دنبال راه هایی برای پیدا کردن افرادی باشید که بخش هایی از وظایف تان را بهتر از شما انجام می دهند.

  • آیا می شود این کار را با هزینه کمتر انجام داد؟ 

کاری را که قرار است انجام شود ارزیابی کنید و این سؤال را مطرح کنید که چه کسی می تواند آن را با هزینه کمتر از شما انجام دهد؟ بسیاری از شرکت ها و افراد متوجه شده اند که می توانند بخش های مهمی از وظایف شان را به شرکت ها و افرادی واگذار کنند که در آن حوزه تخصص دارند. شرکت هایی که در بعضی از عملکردهای خاص تخصص دارند معمولا می توانند کار مورد نظر را که بخشی از فعالیت اصلی شرکت است ارزان تر و سریع تر انجام دهند.

  • آیا میشود این کار را حذف کرد؟

در مورد بعضی از کارها از خودتان و دیگران بپرسید که آیا می شود آنها را به طور کلی حذف کرد؟ اگر آنها را کلا انجام ندهید چه اتفاق خاصی می افتد؟ بسیاری از کارها و کارهای معمولی بعضی از شرکت ها یا کار و کسب های خاص به راحتی قابل حذف هستند و حذف آنها بدون اینکه به راندمان کار لطمه ای وارد کند افزایش زیادی در کارایی خواهد داشت. در یکی از شرکت هایی که در مجله فورچون به عنوان یکی از ۵۰۰ شرکت برتر در آمریکا انتخاب شده بود یک بار یکی از معاونت های جدید مالی مسئولیت حسابداری و ثبت در دفاتر مالی این سازمان را به عهده گرفت.

یکی از بخش های این قسمت از شرکت دوازده حسابدار و تحلیل گر داشت که وقت شان را صرف جمع آوری گزارش های ماهیانه از تمام بخش های سازمان می کردند و بعد این گزارش ها را به رؤسای بخش ها تحویل می دادند. این اداره و فعالیت های آن سالانه یک میلیون دلار برای شرکت هزینه داشت. معاون جدید کنجکاو شد و به یکی از مسئولان بخش مراجعه کرد و پرسید که آیا او گزارش های ماهیانه را از بخش حسابداری دریافت می کند یا خیر. رییس آن بخش اطمینان داد که این گزارش ها را ماهیانه دریافت می کند. معاون در مورد روش استفاده از این گزارش ها سؤال کرد. در جواب رییس بخش از او خواست همراهش برود. او معاون را به یکی از دفاتر بایگانی برد که در آنجا آن گزارش های ماهیانه قطور را در قفسه ها به طور مرتب نگهداری می کردند.

رییس بخش گفت که آنها از این گزارش ها هیچ استفاده ای نمی کنند و تنها برای روز مبادا آنها را نگهداری می کنند. معاون مالی به دفترش برگشت و کارشناسانی را که این گزارش ها را تهیه می کردند احضار کرد و از آنها خواست کارشان را تعطیل کنند. قرار شد آنها به بخش های دیگر شرکت که به تخصص شان نیاز بیشتری بود منتقل شوند. آنها به شدت در مقابل این تصمیم جبهه گرفتند و تاکید داشتند که وجود شرکت به گزارش های ماهیانه آنها وابسته است ولی معاون جدید اصرار داشت که ادامه تهیه گزارش ها را تعطیل کند و در این مورد به کسی چیزی نگفت. مدتی گذشت و هیچ اتفاق خاصی رخ نداد. نه ماه بعد در یک جلسه کاری رییس یکی از بخشها در برخوردی اتفاقی از معاون یاد شده پرسید بر سر آن گزارش های مفصل که ماهیانه از بخش او دریافت می کردند چه آمده است. معاون جواب داد که تهیه آنها را متوقف کرده اند. رییس بخش گفت خوب کاری کردید ما هیچ وقت آنها را نمی خواندیم. این تنها اظهار نظری بود که معاون در سرتاسر آن شرکت در این مورد شنید. حیرت آور است که در حوزه کار و زندگی خصوصی چه اقداماتی را می شود خیلی راحت حذف کرد بدون اینکه به کسی لطمه ای وارد شود. حذف این نوع کارها و وظایف به نحو چشمگیری بهره وری سازمان را افزایش میدهد.

منبع: (قدرت زمان، اثر برایان تریسی)

ادامه ی مقالات قدرت زمان را دنبال کنید…

برچسب ها:

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
با خبرم کن